تبليغاتX
خودم و دلم

خودم و دلم

دلم برای کسی تنگ شده که حتی منو نمیشناسه

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

ببخشید که اینقد کم آپ میکنم اما امروز یه آهنگ خیلی خوشگل واسه

دانلود اووردم

البته خیلی وقته اومده بیرون اما چون خیلی دوستش دارم تصمیم گرفتم واسه دانلومد بذارمش

امیدوارم شما هم خوشتون بیاد

آهنگ و کلیپ از من نگذز از 25 باند:

. دانلود موزیک ویدیو با کیفیت عالی

. دانلود آهنگ

حتما دانلود کنین خیلی قشنگه

زود برمیگردم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 16:7  توسط میخک  | 

یه متن فوقولاده(نمی دونم از کیه اماتمام حرف دل منه)

به نام آفریننده ی گریه ی ابر

سلام

امروز تو گوگل که میگشتم یه متن فوقولاده پیدا کردم که با وجود اینکه نمیدونم از کیه دقیقا حرف دل منو میگه!!!!!!!!!!

حتما بخون!

ما كسانی كه به فكرمان هستند را به گريه می اندازيم.

 ما گريه می كنيم برای كسانی كه به فكرمان نيستند.

و ما به فكر كسانی هستيم كه هيچوقت برايمان گريه نمی كنند.

 اين حقيقت زندگی است . 

عجيب است ولی حقيقت دارد.

 اگر اين را بفهمی، هيچوقت برای تغيير دير نيست.

 مرا بسپار به يادت به وقت بارش باران گرم نگاهت به آن بالاست

و در حال دعا هستی خدا آن جاست دعايم كن كه من تنهاترين تنها نمانم

قصه ها را گفته ايم چيزی نمانده برای گفتن

 كاش ميشد اسرار دل را نگه داشت و نگفت، تا كه روزی معشوق از دست نرود

ميدانی كه خاصيت عشق اين است زمانی كه دانستی و دانست اين راز را، هر دو گريزان ميشويد

 نميدانم چه رازيست

فراموش نكن

شايد سالها بعد در گذر جاده ها

بي تفاوت از كنار هم بگذريم

و

بگوييم:

آن غريبه چقدر شبيه خاطراتم بود

بگذار خيال كنم در دلتنگيت

غروب كه ميشود ياد من می افتی

بيا با پاك ترين سلام عشق

آشتی كنيم

بيا با بنفشه های لب جوی

آشتی كنيم

بيا ازحسرت و غم ديگر باهم

حرف نزنيم

بيا برخنده ی اين صبح بهار

خنده كنيم

تو مالك تمام احساسم هستی

تمام عشقم

 تمام احساس ناب دست نخورده ام 

كه حاضر نيستم،

 حتي ذره ای از آن را

 با هيچكس تقسيم كنم

 با هيچكس

جز تو!

 نه ، 
احساسم را با تو تقسيم نميكنم بلكه

آن را به تو تقديم ميكنم 

تمام احساسم را

 تمام عشقم را  

من برای سالها مينويسم...سالها بعد كه چشمانت عاشق ميشوند...

افسوس كه قصه ی مادر بزرگ راست بودتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

هميشه يكی بود يكی نبود ...تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

امیدوارم خوشت اومده باشهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

درضمنتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تا نظر ندادی اجازه نداری پاتو از این وبلاگ بذاری بیرونتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

فعلا بایتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت 0:23  توسط میخک 

دارم میمیرم...همین

سلام

آهای تویی که دلم برات تنگ شده سلام

تویی که ارزومه یه بار دیگه ببینمت سلام

آهای تویی که منو نمیشناسی سلام

باتوام با تویی که....

بیخیال...........................................

به همين سادگی رفتی

بي خداحافظ عزيزم

سهم تو شد روز تازه

سهم من اشک که بريزم

به همين سادگي کم شد

عمر گلبوته تو دستم

گله از تو نيست ميدونم

خودم اينو از تو خواستم

به جون ستاره هامون

تو عزيزتر از چشامي

هر جا هستي خوب و خوش باش

تا ابد بغض صدامي

تو رو محض لحظه هامون

نشه باورت يه وقتي

که دوست ندارم اينو

به خدا گفتم به سختي

من اگه دوست نداشتم

پاي غم هات نمي موندم

واست اين همه ترانه

از ته دل نمي خوندم

اگه گفتم برو خوبم

واسه اين بود که مي ديدم

داري آب مي شي ، مي ميري

اينو از همه شنيدم

دارم از دوريت مي ميرم ؛

تا کنار من نسوزي

از دلم نمي ري عمرم

نفسامي که هنوزي

تو رو محض خيره هامون

که نفس نفس خدا شد

از همون لحظه که رفتي

روحم از تنم جدا شد

تو كه تنها نمي موني

من تنها رو دعا كن

خاطراتمو نگه دار

اما دستامو رها كن

دست تو اول عشق

بپسرش به آخرين مرد

مردی كه پشت يه ديوار

واسه چشمات گريه می كرد

گريه می كرد

گريه می كرد

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 16:0  توسط میخک  | 

هنوزم خودم باخودم تنهام(یه متن ادبی از خودم)

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام


من در این کوچه ی خلوت

ودر این یخبندان تنهایی

هنوزم از دور دست به انتهای کوچه می نگرم

شاید هنوز منتظرم

شاید هنوز در انتظار یک نشانه ام

شاید هنوز خودم با خودم تنهایم

شاید هنوز در انتظار یک لبخندم

شاید سیب یخ زده ام را هنوز کسی ازلب پنجره برنداشته

شاید من تنها تر از تنها در کوچه ای پراز ابر وبی باران به دنبال خیالی از مه میگردم.

می روم ومی روم تا ناکجا آباد می رسم

آرام تر از رود درخیال خودم میدوم.

میدوم و میخندم وچشم های خندان بهار راخیره به خودم مبینم

میخندم و گرم مشوم

آنقدر گرم که در آتش یخنبندان وجودم گم میشوم

گم میشوم وگم میشوم و دیوار روبه رویم رانمیبینم

آنقدر گرم جلو می روم که فقط مبینم

میچکد ازدستانم خونی رنگ بلور

باسادگی چشمانم به دیوار راهم مینگرم

به آن همه پیچک خار دارسمی می اندیشم که چگونه دلی لبریز از صداقت را درچنگ

 بی رحمشان می فشارند.

آهی داغ میکشم

وحسرت گل های سرخ باغ آن سوی  دیوار را میکشم

و میفهمم خوشیم رویایی بیش نبود

پاهایم میلرزد

قطره ای الماس درچشمانم آرام آرام سو سو میزند

نای رفتن ندارم

برزمین می افتم

باز هم میگردم

باصدایی لرزان وندایی پراز پرسش و وهم می پرسم

هیچکسی نیست که قدر گل یاس رابداند؟؟؟

هیچکسی نیست که سیب یخ زده من را ازلب پنجره بردارد؟؟؟

هیچکسی نیست که آرام تر آبی آسمان به اشک لرزان قلبی صادق بلرزد؟؟؟

کسی نیست که احساس را باور کند؟؟

اینجا کسی نیست که بر دل تنگ من مرحمی بگذارد؟؟؟

آرام میگریم

هیچ آوایی ز سنگی بر نمیخیزد

همه سنگ اندو خار

دلشان به اشک من نمیلرزد

به دیوار خیالم خیره خیره می نگرم

در آرزوی رسیدن به آن سوی خیال

خود رابرخار ها میکوبم

اشک میریزم ومیرزم و میریزم

خار ها در قلبم فرو میروند

با گرمای سوزان آه دلم آنها رامی سوزانم

آنقدر اشک میریزم که تا بالای دیوار برسد

وخودم در آتش دریای اشکم آرام آرام ذوب میشوم

خار ها میسوزند دیوار میریزدو وجود من بی هیچ گونه وجودی به آرامش قلبم تقدیم

 می گردد.

و او میخندد به کسی که وجودش غرق یک رویا شد

و او میخندد

شاید من بازهم به دنبال قلب او میگردم

شاید...

 

(این متن از خودمه کپی برداری هم به هر نحو غیرمجاز

می باشد وپی گردقانونی دارد)

تقدیم به گل یاسم:

 

عاشقت خواهم ماند بی آنکه بدانی

 

دوستت خواهم داشت بی آنکه بگویم

 

ودرد دل خواهم کرد بی هیچ کلامی


فعلا خودافط

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 22:21  توسط میخک  | 

...

بسم الله الرحمن الرحیم

دل من یه قـفـله اما دسـت تو مثل کلیده

میخوام ازتوبنویسم کاغذام همش سفیده

 

یه سوال عاشـقونه بـگه هرکـسی میـدونه

اون که دادم دلودستش چرادل به من نمیده

 

چـقـدر دعـا کنـم مـن خدا رو صداکـنـم مـن

دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده

 

گفتم ازعشق تومیخوام سربذارم به بیابون

گفت تو عاقلتـر از اینی اینـــکارا از تو بعیده

 

التماس کردم که یک شب لااقل بیابه خوابم

گفت که هذیونوتموم کن انگاری تبت شدیده

 

گــــــفتم آرزو دارم تو مــــــال من بـشـی یه روزی

گفت تواین دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده؟

 

اونی   که دوسش نداری دنبالت میادتا آخر

اونـــی که دنبالـــشی تو،چرا دائم ناپــدیــده

 

 

تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد

 

رنگ من که هیچی ، زیبا ، رنگ آسمون پریده

 

 

سرنوشـت گریه نـداره خودت اینــوگـفـتی اما

 

تو دل من نـــمی دونم چرا باز یــکم امیده

 

تومنو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم

چه قدر واسم عزیزه اونکه دل از من بــریده

 

(مریم حیدر زاده)

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1389ساعت 12:22  توسط میخک  | 

چی بگم؟؟؟

"به نام خدا"

سلام


تو به من خندیدی

ونمیدانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان ازپی من تند دوید

سیب رادست تو دید

غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتادبه خاک

وتو رفتی وهنوز سالهاست که درگوش من آرام

آرام

خش خش گام توتکرار کنان می دهدآزارم

ومن اندیشه کنان  غرق این پندارم

که چرا

خانه ی کوچک ماسیب نداشت؟

(زنده یادحمید مصدق)


فعلا خداحافظ

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 13:3  توسط میخک  | 

دلم گرفته

"بسم الله ارحمن الرحیم"

سلام...

سلامی غم انگیز تر از همیشه...

داغون ترازهمیشه...

یه سلام سرشار از یآس پر از نا امیدی پر از درد...

چند روزه مثل روح شدم یایه چیزی شبیه جنازه...

شایدم داغون تر از اون...

شدم مثل شمع دارم قطره قطره قطر آب میشم...

ذره ذره دارم میمیرم...

آروم آروم دارم داغون میشم...

جالب اینجاست به اینکه تمام غصمو توخودم میریزم افتخار میکنم.

هه.

دارم میمیرم بعد دارم افتخار میکنم،چه مسخره

باز واسم شیرینه که احساسم بهم اجازه نمیده یه نفرو عذاب بدم

اما کسیم به من افتخار میکنه؟؟؟

کسی تو این دنیا قدر احساسو میدونه؟؟؟

معلومه که نه؟؟؟

میدونم واسه خیلیا بی ارزشم

میدونم تو این دنیا با قلبم تنهام

میدونم به آرزوم نمیرسم

میدونم اون به من هیچ ربطی نداره

میدونم

میدونم

میدونم

اما

آخه دست خودم نیست

تا بهش فکر میکنم اشکم در میاد

تا عکسشومیبینم اشکم در میاد

تا یادم میوفته که اون فقط وام یه رویاست گریم میگیره

حتی تا اسمشو میشنوم...

میدونین چقد دلم تنگ شده

آخرین باری که دیدمش اوایل فروردین بود

دیگه هم نمیبینمششششششششششششششششششش

خدایا

خدایا کمکم کن

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 18:15  توسط میخک  | 

بدون شرح

"بسم الله الرحمن الرحیم"

رفتم،مراببخش ومگو او وفا نداشت

راهی به جز گریزبرایم نمانده بود

این عشق آتشین،پر از درد،بی امید

در وادی گناه وجنونم کشانده بود

 

رفتم که داغ بوسه ی پرحسرت تورا

بااشک های دیده زلب شستشو دهم

رفتم که ناتمام بمانم دراین سرود

رفتم که با نگفته به خودآبرو دهم

 

رفتم که گم شوم چویکی قطره اشک گرم

درلابه لای دامن شبرنگ زندگی

رفتم که درسیاهی یک گور بی نشان

فارغ شوم ز کشمکش وجنگ زندگی

 

من ازدوچشم روشن وگریان گریختم

ازخنده های وحشی وطوفان گریختم

از بستر وصال به آغوش سرد هجر

آزرده از ملامت وجدان گریختم

 

ای سینه در حرارت سوزان خود بسوز

دیگر سراغ شعله ی آتش ز من نگیر

میخواستم که شعله شوم سرکشی کنم

مرغی شدم به کنج قفس بسته واسیر

 

روحی مشوشم که شبی بی خبر ز خویش

در دامن سکوت به تلخی گریستم

نالان زکرده ها پشیمان ز گفته ها

دیدم که لایق تو وعشق تو نیستم

("گریز و درد" از فروغ فرخزاد)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم فروردین 1389ساعت 14:55  توسط میخک  | 

حرفای تکراری دلم

به نام کسی که فقط به اون امید دارمو بس

سلام.

من باز اومدم که یکم دلمو که هرچندروز یه بار ازغصه پر میشه رو واسه شما خالی کنم.

البته فقط با چند تاجمله یه شعر قشنگ:

همیشه ابرا می بارن اما همه عاشق ستاره هامیشن

مواظب باش چشمک یه ستاره گریه ی ابرو ازیادت نبره



سهم هر کسی که باشی خوش به حال

روزگارش، آخه پاییز و زمستونش میشه

رنگ بهارش


بزار برات بگم گلم بدون تو مرده دلم


آزومو رو تن ماه نوشتمو منتظرم


منتظر یه اتفاق،حادثه ی عبور تو


من موندم تو فاصله ها با حسرت حضور تو


حالا با حسرت دلم یه دنیا دلتنگت شدم


دلو به دریا زدمو غرق موج نگات شدم


ساحل من تو بودیو تو خوابمم نیومدی


ببین چه ساده میمیرم تو حسرت تو لعنتی


خواستم بمونیو زخم شبو مرهم کنی


تو رفتیو نموندی تا تب منو بیشتر کنی


خواستی منو دکم کنی گفتی میخوای ترکم کنی


از عشقتو میسوختمو تو میخواستی سردم کنی


این عاشقت بی قایقه تو این دریای بی ساحل


تو رویاهام میبینمت، زهی خیالای باطل


باز نگاه و صدای تو اشکای من به یاد تو


تو این دریای بی ساحل قصه ی عشق برای تو


موج نگات صخره ی دل شکسته قایق من


بازم میخوام زنده کنم رویای با تو بودنو


فرصت بده یه با دیگه بیام پیشت ببینمت


به روم نیار، که میدونم هیچوقت به تو نمیرسم


بدون شک تو رویایی آره منم یه کابوسم


خاطراتو ورق بزن از تو نگاه سرد من


به من بگو آخه چرا؟بگو چی بود گناه من؟


خواهش دستای نسیم شبو به صبح میرسونه


عاقبت من چی میشه؟تو ندونی کی میدونه؟


آرزوهامو خط زدم ته ترانه رسیدم


آخر قصه مون اینه:تو نمییای من میمیرم


ممنون که سر زدی

فعلا خداحافظ

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 19:21  توسط میخک  | 

فقط همین

به نام خدا

یکی درآرزوی دیدن توست

یکی درحسرت بوئیدن توست

ولی من ساده وبی ادعایم

تمام هستیم خندیدن توست

(تقدیم به اولین وآخرین عشقم)

من این وبلاگو ازدید اون قایم کردم مطمئنم اون هیچوقت حرفامونمیخونه وهیچوقتم بهش نمیرسم

چون فاصله بین من واون یه دنیاس واون به من هیچ ربطی نداره کاش حداقل تهران بودم.

بی خیال اون مال من نیست

اما من واسه دلم تاابد مینویسم.......

داستان دخترک عاشو میذارم تو ادامه مطلب

حتما روش کلیک کن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 23:23  توسط میخک  |